شعر ترنج ترکیب سنت و مدرنیته

شعر ترنج ترکیب سنت و مدرنیته

“شعر ترنج” قالب شعری بدیع، پاسخگوی نیاز ادبی، ترکیب سنت و مدرنیته

نویسنده : کاویان هایل مقدم

چکیده:
مولفه های انتقال مفاهیم فرهنگی از نسلی به نسل دیگر همچون زبان، موسیقی، شعر، نقاشی و … تابع شرایط و اوضاع اجتماعی و ارتباطی دوره های تاریخی جوامع است و برای بقاء و پویایی نیاز به نوآوری و پوست اندازی دارند. همانطور که نثر دوران پیش از مشروطه بیشتر اسلوب دربار قاجاری داشته و معدود مطبوعات آن دوره اغلب مبتنی بر مفاهیم اخلاقی و پندها و اندرزهای حکیمانه بودند و با پیدایش نهضت مشروطیت و بازگشت برخی نخبگان تحصیلکرده در فرنگ و به تبع آن ورود فرهنگ لیبرالیستی اروپای انقلابی، این نثر به کلی متحول شد و بیشتر حاوی مضامین انتقادی گشت و نثر نو در جراید آزادیخواه رونق گرفت، در ادبیات و شعر هم گریز از پدیده نوگرایی و خلق قالبهای تازه نیست. در این مختصر، اشاره ای خواهیم داشت به قالب “ترنج” که به تازگی در زمره قالبهای ثبت شده ادبی معرفی شده و قابلیتهای فراوانی برای سرایش تصانیف و اشعار روزآمد دارد.

ترنج پل ارتباطی سنت و مدرنیسم:
در بین ادبا و اهالی شعر، گروهی قائل به حفظ قواعد و اصول به ارث رسیده از شعرای متقدم و در اصطلاح کلاسیک هستند و هر سروده خارج از قالبهای شعری دارای این خصوصیات را هر چند برخوردار از درونمایه موزون و حاوی موسیقی درونی باشد، علی الاصول شعر اتلاق نمی کنند.
برای این گروه که شاید بتوان برای آنها واژه سنت گرایان را مناسب دانست، پایبندی شدید به ردیف و قافیه و عروض و امثال آن، از اوجب واجبات ادبی به شمار میرود و چنانچه سراینده از این چارچوب عدول کند، از نظر این دوستان، در هر حال شعر نسروده است!
در مقابل، از دوره زمانی نه چندان دور و شاید همزمان با بروز و ظهور شعر نیمایی و در ادامه سپید و قالبهای مشابه دیگر، گروهی هستند که لزوما حفظ آن قالبهای کهن شعری را ضروری ندانسته و دست به خلق نوعی قالب غیرظاهری و بیشتر تابع هارمونی درونی برای سرودن شعر زده اند که شاید اتلاق لفظ مدرن گرا به حامیان این دیدگاه تا حدی منطقی باشد.
ترنج نام قالب شعری بسیار تازه ای است که اخیرا توسط ادیب و ترانه سرا و فرهیخته ارجمند آقای بهنام حیدری فخر ابداع و در سامانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده و خصوصیت بارز آن اینست که ضمن حفظ برخی قواعد شعر کهن، ظرفیت استفاده از کلمات محاوره ای آنچنانکه در ترانه مرسوم است را نیز دارد لذا به سه حالت تصنیف، شعر کلاسیک و ترانه قابل بهره برداری است.
تعداد ابیات آن پنج بیت به بالا است. هر مصرع دارای قافیه ای می باشد که تا مصرع آخر تکرار می گردد. نسبت به قالبهای قدیمی همچون غزل، مثنوی یا غزل مثنوی و امثال آن ریتمیک تر و سازگارتر با ملودی و هجاها است. سراینده برای استفاده کردن یا نکردن از اوزان عروضی مخیر است و در صورت بکارگیری آن، وزن مورد بهره برداری ریتمیک و متریک خواهد بود. برای اینکه تفاوت این قالب با قالبهای سنتی بهتر مشخص شود از هر قالب نمونه ای را مثال میزنیم. ابتدا به بندی از بندهای هفتگانه تصنیفی متناسب با سبک موسیقی سنتی ایرانی در آواز دشتی از ترانه سرای معاصر، عارف قزوینی به شرح زیر توجه کنید:

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج‌رفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آئین داری نه آیین داری ای چرخ

همانطور که مشاهده می کنید، در این تصنیف، کلیه عوامل و شاخصه های مترتب بر شعر سنتی همچون قافیه و ریتم رعایت شده است اما نثر مورد استفاده کماکان نثر فاخر و ادبی است نه نثر کوچه و بازار. حال در مثالی از ترنج شاهد استفاده از الفاظ رایج در گفتگوی روزمره و در مقاولات عادی هستیم:

اشکامو ندیدی انگار، قلبمو کردی ویرون
با غرور بی دلیلت، شکستی عهد و پیمون
حتی تو خواب نمیدیدم، بشم بی سر و سامون
رفتی از پیشم عزیزم،دل من شده داغون

اون شبی که گریه کردم،خونه شد انگار یه زندون
به تو گفتم هیچ وقت دیگه، منو اینجور نرجون
دیده بودم که چه سردی، مثل فصل زمستون
واسه تو چیزی نبودم، بجز یه عشق پنهون

عمر من همش هدر شد، منه خسته ی حیرون
دیگه پیرمو شکسته، دردم نمیشه درمون
خسته شدم و بریدم، دل از گلای گلدون
ندارم امید موندن، همش میشم پریشون

بعد تو هیچی نمیخوام، دلم یه کاسه ی خون
خودتم اینو میدونی، دل رو فروختی ارزون
وقتی حرمتو شکستی،حالا شدی پشیمون
ولی دیگه دیره اومدی، نمونده تو تنم جون

در این سروده نیز همان مولفه¬های تصنیفی رعایت شده با این تفاوت که سراینده آزادی عمل بیشتری برای به کارگیری زبان متداول عامه داشته و از این زاویه، دامنه وسیعتری از مخاطب را به خود جذب می کند. در واقع شعر قابل فهم صرفا برای قشر خاص یا اهل ادب نمی باشد و ظرفیت بروز مضامین عاشقانه (مانند غزل)، عارفانه (همچون مثنوی) یا منتقدانه، حماسی و …. را به همراه دارد.

پاسخ به نیاز اجتماع:
با کمی دقت در سیر تطور کلمات و اصطلاحات رایج در معاشرتهای اجتماعی طی چند دهه اخیر، به سادگی می توان گرایش عمومی نسل های جوان تر به استفاده از برخی ترکیبهای نه چند مانوس و به لحاظ لغوی و دستوری مناسب ، اما بسیار موجز و به تعبیری کارراه انداز را به وضوح دید. نو واژگانی همچون “داف”، “اسگل”،”ایستگاه کردن”،”خفن”، و …. که با سرعتی قابل توجه در حال آمدن و رفتن در فرهنگ شفاهی ما هستند و در علم زبانشناسی جایگاه چندان متقن و مستحکمی هم ندارند (به لحاظ ریشه یابی و مطالعه سیستمی)، برای همگان آشنا بوده و حتی علیرغم اراده قبلی در مواقعی برای انتقال معنا به کار گرفته می شود.
با توجه به ویژگیها و امکانات قالبهای استاندارد شعر (نو یا کهن) قطعا مجاز به کار بردن این الفاظ در یک اثر ادبی منظوم نخواهیم بود. ترنج با عنایت به دوره ظهورش که در بطن جامعه امروز با همان مختصات گفته شده است، در صورتی که برای ترانه یعنی دسته بندی سوم کاربردی منظور نظر باشد، این امکان را برای سرایندگانی که تمایل دارند با زبان مصطلح کوچه و بازار شعر بگویند، فراهم میکند. البته در کنار آن، برای شاعران علاقمند به شعر فاخر نیز، از طریق تصنیف سرایی یا شعر کلاسیک مبتنی بر عروض ریتمیک، بستر لازم را آماده می نماید. بنابراین انعطاف پذیری شاید اصلی ترین خصیصه این قالب به شمار آید. و قطعا همانطور که در موسیقی طیف سلایق مخاطبین متنوع بوده و به نوعی بازار موسیقی به نیاز همه آنها توجه دارد، در روزگاری که نسل حاضر شاید فارغ از هر علتی، ارتباط چندانی با اشعار شعرای به نام همچون سعدی، مولوی، رودکی، خیام و …. برقرار نکنند، می تواند با زبانی نزدیک به زبان آنان منعکس کننده عواطف و درونیات این دسته از مخاطبین خود باشد. کاری که موسیقی متال یا رپ یا …. در زمان خود انجام دادند.

نتیجه گیری:
هنر در بستر زمان از یک روند دینامیکی تبعیت میکند که بستگی تام به مختصات جغرافیایی و تاریخی و جامعه شناختی و حتی سیاسی همان برهه از زمان دارد. نقاشی، موسیقی، رمان، معماری، شعر و …. زمان انقلابها، یا دوره های قابل تفکیک حکومت داری در تمدنهای مختلف همچون اروپا، بین النهرین، خاور دور، آفریقا و … کاملا از طریق مشخصه های ویژه خود از یکدیگر تمیز داده می شوند. پرداختن به دلایل ماندگاری برخی از این آثار خود موضوع دیگری است که در این مقال نمی گنجد. برای مثال توجه به کهن الگوهای اقوام مختلف بشر در اعصار گوناگون شاید یکی از اسباب آن باشد، اما چیزی که اهمیت دارد پذیرفتن واقعیت تغییرات به عنوان لازمه حیات فرهنگ و ادب یک ملت است.

شعر ترنج ترکیب سنت و مدرنیته

http://magazine3noghteh.ir/2020/11/23/%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%88-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AC

http://www.shereiran.ir/site/page/56?userid=1432&articleid=1111

پست های مرتبط

پیام بگذارید